
به ياد دارم وقتي كارتر در آخرين سالهاي سلطنت شاه خائن به تهران آمد در حالي كه زندانها مملو از مجاهدان راه خدا بود و مردم از گرسنگي رنج ميبردند،در سيماي آن زمان نشان دادند در ضيافت شام، كارتر و شاه جامهاي شراب خود را به هم زدند و نوشيدند! همان وقت خانوادههايي كه اندك ترديدي در مبارزه عليه مفاسدو مظالم شاه داشتند، به اين نتيجه رسيدند كه نميشود مملكتي مسلمان باشد اما شاه آن شرابخوار باشد لذا اين وقاحت و بيشرمي، مردم را در مبارزه مصممتر كرد . اكنون بيش از سه دهه است زنگ بيداري جوامع مسلمان به صدا درآمده است. تب اسلامگرايي همه جهان اسلام را گرفته است . چطور ملك عبدالله نميداند كه حضور در مجلس شراب و آن هم زدن جام شراب خود به جام شراب بوش كه منفورترين رئيس جمهور تاريخ آمريكا است بازتاب نفرت انگيزي در كشور خودش و كشورهاي اسلامي دارد ؟! مردم مسلمان عربستان و مردم مسلمان كشورهاي اسلامي چه طور ميتوانند بپذيرند كه خادمالحرمين و كليددار حرمين شرفين شرابخوار باشد! و علناً در محضر يك ميليارد و اندي مسلمان تظاهر به شرابخواري بكند.
خبرگزاريهاي معتبر جهاني عكس و فيلم اين شرابخواري را به سراسر جهان مخابره كردند تا چه چيزي را ثابت كنند؟!آيا در قرآني كه سعوديها صدها هزار جلد از آن را هر ساله چاپ و به سراسر جهان اسلام ارسال ميدارند شراب حرام نشده است؟علماي اسلامي در كشور عربستان چه پاسخي براي اين رفتار ضد اسلامي پادشاه كشورشان دارند؟ علماي اسلام در جهان اسلام و بزرگان الازهر چه توجيهي دارند و چگونه ميخواهند به اين پرسش مقدر در جهان اسلام پاسخ دهند كه ؛”آيا كليددار كعبه در نيمه اول قرن پانزدهم هجري بايد يك شرابخوار باشد”؟! واقعا ملك عبدالله به كجا ميرود ؟ آيا در جهان اسلام بويژه در ميان علماي اهل سنت كسي هست در برابر ملك عبدالله آن هم در آستانه برگزاري مراسم حج امسال چنين پرسش تاريخي را مطرح كند؟ من نميدانم اين چه عقلانيتي است ؟آيا در تمام دربار آل سعود يك نفر عاقل هم وجود ندارد كه آثار وجودي اين فيلم را در جهان اسلام تحليل كند و به پادشاه عربستان هشدار دهد شرابخواري اودر يك جمعي كه همگي از كفارند و نيز زدن جام شراب خود به جام شراب خونخوارترين و ستمكارترين آنها چه آثار شومي در ريخت به ظاهر اسلامي دولت عربستان سعودي دارد؟!
چه کسی فریاد شیعیان زندانی درعربستان را می شنود؟ 07 بهمن 1387,ساعت 00:37:56 جریان شیعه زدایی در عربستان و کشورهای همجوار، در صورت ادامه این روند، به یک اپیدمی جهانی مبدل خواهد گردید... آقایان! این سکوت به چه معناست؟ امر یا نهی؟ آیا ما به عنوان مدعیان تشیع، دوستان و دشمنان اهل بیت را شناخته ایم؟ و یا دچار به یک نوع مرض خود باختگی و عقده حقارت از نوع مذهبی گردیده ایم؟!
چه کسی فریاد شیعیان زندانی درعربستان را می شنود؟ واقعيتي غير قابل انکار: در آغاز آیا حق داريم بپرسيم؛ كجاست حقوق بشري كه آل سعود جنایتکار وحشی داعیه دار آن در جهان اسلام است؟ كجايند سازمانهاي بين المللي امثال يونيسف، (صندوق حمايت از حقوق كودكان سازمان ملل متحد)؟ جهان در برابر جناياتي كه حکومت عربستان در حق شيعيان عراقي در بند مرتكب مي شود، چه موضعي مي گيرد؟ كجايند صاحبان وجدانهاي زنده و بيدار؟ كجايند نمايندگان سازمانهاي دفاع از حقوق بشر و حتّي دفاع از حقوق حيوانات؟ چرا در جهت حمایت از شیعیان مظلوم در بند این بنی سعود کافر، هيچ حركتي از خود نشان نمي دهند؟ و فریاد وامصیبتا سر نمی دهند؟ اينان کودکانی هستند كه عمري به اندازه گل دارند... و گویا تقدیرشان این است که در پشت ميله هاي زندان هاي سعودي برویند...
ای كاش اين حقايق تلخ، مربوط به دولتي خارج از مرزهاي حکومت اسلام بود، حال چه كنيم كه اين حقايق عيني موجود در دولتی است كه ادّعا دارد دروازه اسلام به روي جهانیان است! این یکی از صدها حقايقي است كه از چشم جهانیان به دور مانده است، این تصاویر زبانحال مملكتي است كه پرورشگاه اوليه تروريسم و منبع صدور آن به سراسر جهان است... آيا غير از اين است كه خطرناكترين سازمانهاي تروريستي روي زمين، مانند: القاعده و طالبان و ... ساخته دست و فكر اين حکومت جنایتکار است، كه مقلّد به دين مراجع قتل و انفجار وهابيونی همچون؛ ابن جبرين و عثيمن و ديگر عرابه هاي قتل و ذبح مي باشند... سگهایی كه پيوسته فتاواي كشتار بيگناهان و مخالفان فكري و اعتقادي خود را، نه تنها در عراق، بلكه در تمامي نقاط جهان، پارس مي كنند.
در آغاز براي اين خانواده عراقي حكم قطع سر، يعني قصاص، و سپس حکم حبس تا ده سال صادر شد، که اين مقدار بر حسب مزاج و اجتهاد شيوخ وهابي كه چكهاي اعدام را در حق برادران زنداني ما صادر مي كنند، به راحتی قابل افزايش است. آیا می دانید جرم بزرگ اين خانواده عراقي كه توسط پدر و مادر و سه كودكشان مرتكب شده اند، چیست؟ گناه این بیچارگان اين است كه از مرز عراق و عربستان به صورت غير قانوني عبور كرده اند و نيز پدر خانواده به انجام شعائر حسيني(ع) پرداخته و چند كتاب ديني نيز همراه داشته است... اين خانواده در جستجوي امنيت و يك لقمه نان آبرومند و براي فرار از انفجارها و عمليات تروريستي وهابيون همين مملكت عربستان، به كشور برادر عرب خود پناه آورده اند! حال، آيا بايد مقامات مسئول كشوری كه ادّعاي اسلام دارد، اينها را در زندان مهمان كند و به دست شمشير تكفيریون وهابي بسپارد؟ چه مي گوييد اگر بشنويد، از جنگ روحي و رواني كه بر اين خانواده و مخصوصاً پسرشان «محمد» مي گذرد؟ همه روزه زندانبانان به او مي گويند:
سر پدر و ماردش قطع خواهد شد و آنها او و خواهرانش را به يتيم خانه مي فرستند... آيا مي توانيد حال آن كودك را در اين لحظات سخت تصور كنيد... بدتر اينكه؛ اين کودکان مبتلا به نرمي استخوان شده اند، زيرا مدّت دو سال متوالي است كه از دیدن نور خورشید محروم بوده اند و اين منجر به بروز بيماري هاي مزمن در آنان شده است... امثال این خانواده ها در زندانهای آل سعود کم نیستند، جریان شیعه زدایی در عربستان و کشورهای همجوار، در صورت ادامه این روند، به یک اپیدمی جهانی مبدل خواهد گردید... آقایان! این سکوت به چه معناست؟ امر یا نهی؟ آری... کجا هستند داعیه داران حمایت از بشریت... کجاست دوربینهای کانالهای تلویزیونی؟ گذشته از این؛ کجاست دیپلماسی ها و امواجهای محکوم کننده و راهپیمایی ها و... در کشورهای شیعه، که شاید به فریاد این مظلومان برسد؟ آیا نه اینست که این کودکان محبان اهل بیت هستند؟ کجا هستند عاملین به پیام عاشورا؛ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ... آیا ما به عنوان مدعیان تشیع، دوستان و دشمنان اهل بیت را شناخته ایم؟ و یا دچار به یک نوع مرض خود باختگی و عقده حقارت از نوع مذهبی گردیده ایم؟! به قلم: علي السّراي
منبع: براثا ترجمه: سلام شیعه
وجوه مشترك و مشابهت هاى رفتارى وهابيان با خوارج عبارت است از: 1. وهابيان انسان ها را مى كشند و آبادانى را از بين مى برند و مسلمانان را از دم تيغ برّان مى گذرانند ـ به اين دليل و بهانه كه آنها از ميّت طلب شفاعت مى كنند و به پيامبر(صلى الله عليه وآله) و صالحان توسل مى جويند ـ در اين صورت همان افكار خشك و بسته خوارج در فهم اسلام، به ذهن تداعى مى كند. 2. وهابيت حكم به شرك كسانى مى كند كه با عقايد آنها مخالف اند و به ايشان خطاب مى كنند «يا مشرك» و «يا كافر» با اين برخورد افكار خوارج در مواجهه با مسلمين به ذهن مى آيد، آنان به خيال خود احتياط پيشه كرده و يك دانه خرما را به احتمال آنكه صاحب آن راضى نيست، نمى خورند و يا از كشتن خوك ولگرد، به احتمال اينكه مال يك فرد كتابى كه در ذمه اسلام است، خوددارى مى كنند! اين در حالى است كه با تمام خودبينى و گستاخى، صحابى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را كه روزه دار و در گردنش قرآن بود به شهادت رساندند (( اين شخص عبدالله بن خباب يكى از اصحاب رسول مكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) است خوارج او را ـ در حالى كه روزه ماه رمضان داشت و قرآن در گردنش بود ـ به شهادت رساندند و همسر حامله وى را با دريدن شكم شهيد كردند. زيرا آن دو از على(عليه السلام)تبرّى نجستند. خوارج با بى شرمى تمام به او گفتند: همان قرآنى كه در گردن تو است به ما امر مى كند كه تو را بكشيم و وى را در حاشيه نهر كشتند و خونش در نهر جارى گشت. از جمله كارهاى خوارج اين بود كه زنان مسلمان را اسير مى گرفتند و آنها را در ميان خودشان خريد و فروش مى كردند. زمانى زن زيبايى را به اسارت گرفتند و او را براى فروش به مزايده گذاشتند و بهاى را آن قدر بالا بردند كه در نتيجه از ميان آنها كسى بلند شد و زن اسير شده را به قتل رساند و گفت او كافر است. نزديك بود ميان مسلمانان فتنه به پا كند، پس بايد كشته شود، كشف الارتياب، ص 97. )) و با ريختن خونش به خدا تقرب جستند! و مسلمانان را مى بينى كه به خاطر ترس از خشمشان و براى حفظ جانشان، تظاهر مى كنند كه اهل كتاب بوده و اظهار نمى كنند كه مسلمان هستند!
|
اگر هزاران مبلغ و روحانی را به اقطار عالم می فرستادیم تا مرز واقعی بین اسلام راستین و اسلام آمریكایی و فرق بین حكومت عدل و حكومت سرسپردگان مدعی حمایت از اسلام را مشخص كنیم، به صورتی چنین زیبا نمی توانستیم و اگر میخواستیم پرده از چهره كریه دست نشاندگان آمریكا برداریم و ثابت كنیم كه فرقی بین محمدرضا خان و صدام آمریكایی و سران حكومت مرتجع عربستان در اسلام زدایی و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوكر آمریكا هستند و مامور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملت ها، باز به این زیبایی میسر نمی گردید، و همچنین اگر میخواستیم به جهان اسلام ثابت كنیم كه كلیدداران كنونی كعبه لیاقت میزبانی سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تامین آمریكا و اسرائیل و تقدیم منافع كشورشان به آنان كاری از دستشان برنمی آید، «این وهابی های پست بی خبر از خدا به سان خنجرند كه همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته اند».
ساختن بنا بر روی قبرها و گچ کاری آن تحریم شده است و دستور ویران کردن آن در این سخن پیامبر آمده که: « هیچ تصویر نماند، مگر اینکه آن را از بین بردم و هیچ قبر برجسته ای مگر اینکه آن را با خاک یکسان کردم». نهی از ساختن بنا بر روی قبور به اقتضای حکم تحریم آن است؛ زیرا که این کار بهانه ای برای عبادت اموات است زیرا که این کار بهانه ای برای عبادت اموات است، همانطور که به واقع، در بسیاری از کشورهای اسلامی می بینیم که در مورد مردگان غلوّ می کنند. سبب برجسته کردن این قبرها و ساختن ابنیه بر رویشان و گچ کاری آنها این است که آن اموات خصوصیات و فضایل و کراماتی دارند که باعث می شود افراد نادان دور آن قبرها به طواف بپردازند و بر آن بناها دست بکشند و اعتقاد دارند کسانی که در ضریح دفن شده اند، اولیا و شهدایی هستند که نزد خدا صاحب جاه و مقام هستند و از آنچه که به آنها تعلّق دارد، می بخشند و کسانی که آنها را بخوانند، را شفاعت می کنند و جوابشان را می دهند و نیازشان را برآورده می سازند. اینها بدون شک شرک در عبادت و تعظیم در مقابل این اموات شمرده می شود؛ پس واجب است این بناها ویران شود، چون اهل آنها مقرّر داشته اند که ساختن بنا حرام است. بنابراین باقی گذاشتن آنها نه از جهت ارزش هنری و زیبایی بنا و نه از جهت میراث معماری اسلامی هیچ مجوّزی ندارد، همچنین هیچ دلیلی در بقای آنها از جهت عبرت و موعظه برای انسان در توان و قدرت پیشینیان در رنگ امیزی و زیبا سازی آنها وجود ندارد؛ چرا که این ابنیه هر چند که بر توان و استعداد بشری هم دلالت داشته باشد، باز دلیل مجاز شمردن محرّمات و تمسّک به وسایل شرک آمیز نمی باشد، زیرا عبر و مواعظی دیگری غیر از این ابنیه بر روی ضریح ها و قبرها وجود دارد، اما اگر آنها را به عنوان معماری اسلامی توصیف کنیم، نیز صحیح نیست؛ هر چند که در کشور مسلمانان باشد، و نیز میراث اسلامی هم محسوب نمی شود، زیرا شرع مقرّر نمی دارد و اسلام به نابودی آنها امر کرده، اما سخن گفتن از آنها بعد از نابودی مانعی ندارد لکن بر وجه تحذیر است. پس بیان این مسأله مترتب بر این شد که از باقی گذاشتن این ابنیه و تعظیم در برابر آنها باید بر حذر بود؛ چرا که دستاویز شرک و عبادت اموات می باشد و سخن گفتن در مورد آنها هم شامل ذکر ویژگی ها، زمان ساخت و سبب تخریبشان می باشد، تا طلاب علم از تاریخ آنها و سبب منع بقایشان آگاه باشند!!!
منبع: سایت شخصی عبدالله بن عبد الرحمن الجبرین(مفتی سعودی) http://www.ibn-jebreen.com/article2.php?id=9ترجمه : سلام شیعه
فرقه وهابیت بر اساس یک هدف ظاهری و یک هدف باطنی تشکیل شده است. هدف ظاهری وهابيت عبارت است از اخلاص در توحید و جنگ با شرک و بت پرستی ، ولی واقعیت جنبش وهابیت، چه از جهت فکری و چه عملی، این هدف را تأیید نمی كند، هدف باطنی و پنهان آنها کشتار مسلمانان و افروختن آتش فتنه و جنگ در بین آنان، در جهت خدمت به فراماسونری و امپریالیسم جهانی است و این اصل، محور تمام تلاشهای وهابیت از زمان ظهور تا به امروز است، و آن هدف ظاهری را فقط برای اغوا و گمراه کردن ساده لوحان و عوامّ الناس قرار داده اند. شکی نیست که شعار اخلاص در توحید و مبارزه با شرک، شعار بسیار جذابی است که پیروان وهابيت با شور و هیجان تمام از آن سخن می گویند. وليكن آن بيچارگان خبر ندارند كه این شعار تنها دستاویزی برای رسیدن به آن اهداف پنهاني است که استعمار غرب برای تحققش این فرقه را به وجود آورده. محققان تاریخ وهابیت ثابت کرده اند که این فرقه در اصل به دستور مستقیم وزارت بریتانیا ایجاد شد، به عنوان مثال به کتابهایی چون "پایه های استعمار" از خیری حماد و "تاریخ نجد" از سنت جان ویلبی یا عبد الله ویلبی و "خاطرات حاییم وایزمن" اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی و نیز "خاطرات مستر همفر" و "وهابیت، نقد و تحلیل" از دکتر همایون همّتی مراجعه کنید. «وهابیت عملاً مصمّم شده که نقش خود را در زشت جلوه دادن چهره اسلام به عنوان یک دین خونریز به خوبي بازی کند»...
سخنرانی مفتی اعظم سوریه (احمد بدرالدین حسون) در مورد کتمان حقایق عاشوراء...
دانلود سخنرانی تصویری با زیر نویس فارسی و با فرمت wmv (با کیفیت مناسب).
دانلود سخنرانی تصویری با زیر نویس فارسی و با فرمت 3gp (مخصوص موبایل).
منبع: سایت یوتوب/ (با تشکر از سایت ولیعصر عج).
به گزارش "آرک نیوز" به نقل از ابنا، 29 تن از علمای وهابی در بیانیهای مشترک با عنوان "حمایت از قرضاوی"، خواستار عذرخواهی رسمی ایران از قرضاوی شدند.در این بیانیه که به امضای علمای سرشناس وهابی از جمله «شيخ عبدالله بن جبرين» و «شيخ عثمان الخميس»، رسیده است با هشدار نسبت به تسلط شیعه بر منطقه، بعضی از علمای شیعه را به تکفیر قرضاوی متهم کردند.در این بیانیه همچنین از اقدام روزنامه "الوطن" چاپ کویت نسبت به متهم ساختن یوسف قرضاوی به صهیونیستی و ناصبی بودن، محکوم شده است.در بخش دیگری از این بیانیه تعدادی از شاگردان و همراهان قرضاوی که از اظهارات ضد شیعی قرضاوی انتقاد کرده بودند، مورد حمله قرار گرفتهاند.گفتنی است این بیانیه را 29 تن از علمای افراطی وهابی از کشورهای عربستان سعودی، کویت، سودان، مصر، اردن و تونس به امضاء رساندهاند.این بیانیه ضد شیعی در حالی از سوی این عالمنماها صادر شده است که چندی پیش همایش مشترک شیعه و سنی که توسط اتحادیه جهانی علمای مسلمان به ریاست قرضاوی در قطر برگزار شده بود، هرگونه صدور بیانیه این چنینی را محکوم کرده و آن را در تضاد با وحدت اسلامی عنوان کرده بود.قابل ذکر است که علمای وهابی مذکور، پیش از این، بدلیل حمایت قرضاوی از وحدت مسلمین به شدت با وی مخالف بودند و در مواردی نسبت به سنی بودن وی نیز اظهار تردید می کردند.
به گزارش سرويس بين الملل « آرک نیوز» به نقل از جهان، برخي منابع عربستاني اعلام كردند در حال حاضر شاهزادگان عربستاني كه تصميم گيرندگان اصلي سياسي در اين كشور هستند در چندين موضوع مختلف به شدت با يكديگر اختلاف دارند.اين منابع در ادامه افزودند: شاهزادگان "آل سعود" درباره سطح روابط كشورشان با سوریه و جریان مقاومت اسلامي منطقه اختلاف دارند. آنان همچنين در موضوع صلح با رژيم صهيونيستي اختلاف نظر دارند. موضوع سطح رابطه ميان رياض و واشنگتن نيز از ديگر اختلافات در ديدگاههاي سران عربستان است.در همين راستا برخي پايگاههاي الكترونيكي فاش كردند كه در حال حاضر برخي اعضاي پرنفوذ "آل سعود" تمايل دارند كه رياض روابط خود را با كشور سوريه و نيز با جنبش هاي مقاومتي در منطقه تقويت كند در حاليكه گروهي ديگر به شدت با اين مسأله مخالفند و حتي خواهان موضعگيري رسمي عربستان در اين زمينه هستند.اين پايگاهها در ادامه به نقل از افراد نزديك به "ملك عبدالله" پادشاه عربستان افزودند: گروهي از شاهزادگان كه در دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي نيز فعاليت دارند به شدت مخالف بهبود روابط كشورشان با سوريه هستند و براي برقرار نشدن اين رابطه تلاش ميكنند. اين شاهزادگان پشت پرده از ايالات متحده آمريكا حمايت ميشوند. اين منابع همچنين گفتند: شاهزادگاني كه با يكديگر اختلاف نظر دارند، به رقيبان سر سختي براي يكديگر تبديل شدهاند به ويژه اينكه اين روزها شاهزاده "سلطان بن عبدالعزيز آل سعود" وليعهد عربستان به دليل شدت بيماري، در آستانه مرگ قرار گرفته است. از همين رو رقابت ميان جريانهاي مختلف درون خاندان حاكميت عربستان براي تصاحب پست ولايتعهدي آغاز شده است
به گزارش شیعه نیوز، یکی از سیاست های نهادهای امدادی و حمایتی کشور، کمک به مناطق محروم و عقب مانده مانند سیستان و بلوچستان است که با هزینه های کم اما ثابت، در صدد رفع محرومیت و کمک به محرومان منطقه هستند. اما شنیده ها حکایت از آن دارد که از مدت ها پیش به این سو، فعالان و مبلغان وهابی که علنا ادعای ارتباط با سرویس های جاسوسی برخی کشورهای همسایه و حمایت از جانب نظامیان آمریکا را دارند، با صرف هزینه های هنگفت اذهان محرومان را به خود مشغول و با این حربه، به جذب و اشاعه وهابیت می پردازند. به طوری که در برخی مناطق، تا چندین برابر کمک پرداختی از سوی نهادهای حمایتی رسمی ، پول و امکانات مالی به مردم جذب شده پرداخت شده است. از سوی دیگر برخی مسئولان استان خراسان شمالی نیز چندی پیش از فعالیت شدید وهابیون به خصوص در مناطق سنی نشین مانند " رازو،جرگلان، مانه و وسلمقان" خبر داده بودند که نگرانی هایی را در میان بزرگان اهل تسنن کشور دامن زده است. بنا بر این گزارش؛ با توجه به وضعیت اقتصادی نامناسب مناطقی که مورد طعمه وهابیون قرار می گیرند، مهمترین ابزار وهابیون برای دعوت شیعیان و اهل تسنن این مناطق ، کمک مالی و غذایی به مردم فقیر و محرومان این مناطق است.
به گزارش شیعه نیوز، از تیر ماه امسال تا به امروز که سه ماه از راهاندازی شبکه «MBC Persia» میگذرد که به باور تحلیلگران، مقدمهای است برای مبارزه با پنج شبکه عربی که توسط ایران راه اندازی شده است، به رغم ادعای معاون برون مرزی صدا و سیما در زمینه راهاندازی شبکه پخش فیلم به زبان عربی، نه تنها هیچ کاری در این باره انجام نشده، بلکه نگاهی به برنامهها و فیلمهای پخش شده در این شبکه، گواه خوبی بر خوی و خصلت نهانی مؤسسان این شبکه است. بررسیهایی که از محتوای فیلمهای پخش شده در این شبکه در 20 روز اخیر انجام شده، نشان میدهد که مضمون اغلب فیلمهای این شبکه ضد ایرانی و در مرتبه بالاتر ضداسلام و مبلغ مفاهیم طالبانی و وهابی بوده است. فیلمهای هالیوودی پخش شده از این شبکه که مدت زمان زیادی از ساخت آنها نمیگذرد، بیش از آن که محتوای سرگرمکننده آنها مد نظر باشد، مضمون ضد دینی و ضد ایرانیاش منظور نظر بوده است. بنا بر این گزارش، گروه «ام.بی.سی» یا «مرکز خبررسانی خاورمیانه» متعلق به یک سرمایهدار سعودی از خاندان حکومتی عربستان است که هماکنون هشت شبکه تلویزیونی، از جمله تلویزیون خبری العربیه و MBC, MBC2, MBC3 و MBC4 را در کنترل خود دارد. گفتنی است، نشانهها حکایت از آن دارد که این شبکه به پیروی از مالکان وهابی آن، رویکرد ضد شیعی خود را در آینده نه چندان دور افزایش خواهد داد. مدیران این شبکه در ماه مبارک رمضان گذشته، قصد داشتند که سریال موهن «للخطایا ثمن» را که با هدف اهانت به احکام شرعی تشیع ساخته شده بود، در مجموعه شبکههای ماهوارهای خود پخش کنند، اما با اعتراض گسترده شیعیان منطقه آن را توقیف کردند.
به گزارش شیعه نیوز، شیخ نمر باقر النمر، خطیب شیعه نماز جمعه استان قطیف پس از گذشت سه هفته از آزادی خود از زندان های عربستان به علت هشدارهای مقامات عربستان و امضای تعهدنامه از برپایی و ایراد خطبه نماز جمعه امتناع کرد. بنابر این گزارش، مقامات عربستان پس از دستگیر نمر از وی به اجبار تعهد گرفتند و در این تعهدنامه اشاره شده است که دولت از هرگونه فعالیت معارضانه وی جلوگیری می کند. گفتنی است، شیخ نمر به طور هفتگی خطابه های حماسی درباره حقوق و آزادی دینی شیعیان در عربستان ایراد می کرد و مقامات عربستان ماه گذشته وی را به علت این خطبه های حماسی بازداشت کردند.
به گزارش شیعه نیوز «دکتر شهریاری» با استناد به بند 16 اصل سوم قانون اساسی گفت: «تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بیدریغ از همه مستضعفان جهان است». وی از لاریجانی و سایر مسؤولان خواست تا این مسأله را پیگیری و در روابط دوجانبه با پاکستان تجدیدنظر کنند. وی درخواست کرد که وزیر امورخارجه به صلاحدید ریاست مجلس شورای اسلامی در صحن مجلس حضور یافته و در این خصوص توضیح دهد. لازم به ذکر است که حملات علیه شیعیان پاراچنار از آوریل 2007 شروع شده و هنوز ادامه دارد و بیش از نیم میلیون شیعه از 16 نوامبر سال 2007 در محاصره کامل به سر میبرند و مرگ و میر کودکان و بیماران به دلیل نبود مواد غذایی و دارویی به مسألهای معمولی و هر روزه تبدیل شده است. آنچه سخنان این نماینده مجلس را قابل قبولتر میسازد این است که اسنادی در دست است که مطابق آنها دولت پاکستان در چندین نوبت با تروریستهای یزیدی و وهابیون و القاعده همکاری کرده است! که این همکاریها به کشتار مسافران بیدفاع شیعی انجامیده و نیروهای دولتی تنها به تحویل دادن اجساد شیعیان به خانوادههایشان اکتفا کردهاند.